+
نوشته شده در شنبه چهارم شهریور 1385ساعت 12:35 توسط محمد
|
شهید سعید قره باغی زاده
چه خوش رفتند ياران تا به ساحل دريغا زين همه ماندن چه حاصل بسان ذورقى بشكسته در موج تو گويى رو بگردابيم مايل زاو پر شد سبوى جان ياران به خون كردند بزم و عيش كامل به جمع عاشقان راهى ندادند نشد ما را نسيم عشق شامل به گرد دوست اكنون جمع و شادند قضا شد بين ما و يار حائل بجا مانديم و خَم شد پشت اميد عنايت كن تو اى شيرين شمايل زامواج خوديت دِه رهايى اميد ما رسان اى دوست ساحل